تبليغاتX
من ودیگری
 رشت شهر ی که از دیر باز  دروازه ی برخورد با فرهنگ های دیگر استمدت های مدیدی بندر پهلوی { انزلی} در نزدیکی ان مهمترین دروازه ارتباط با غرب بود   هنوز هم ارامنه زیادی در این شهر  زندگی می کنند . نفوذ عقاید کمونیستی  هم دران چشمگیر است این عوامل به اضافه  نوع معیشت و اب وهوا ...... باعث شده که فرهنگ گیل به نوعی تفاوت   چشمگیر تری نسبت به دیگر  خرده فرهنگ های ایرانی همچون ترکی وکردی ولری داشته باشد. رشت  مردان ادب دوست ودانشمندان بسیاری  دیده است. واین شاید به خاطر   فرهنگ باز ان می باشد که انسان را از بسیاری از باید ها ونبایدهایی که مانع از پیشرفت میشود  می رهاند اما شاید پاشنه اشیل ابتذال و نابودی  این فرهنگ هم از این ناحیه باشد. چیزی که امروز در خیابان ها وزندگی  روزمره مردم عادی شاهد ان می باشیم . دقت در چهره  های نوجوانان  هویداگر این مطلب هست هر گاه پشت ازادی عمل و محیط باز  فرهنگ غنی شده نباشد سر انجامش زندگی  در پوچی میشود. نوجوانان وجوانان در این جا ساعت ها وقت برای رسیدن  به ظاهر خود می گذارند.  بازارها هر روز رنگارنگ تر می شود .  روزی به خاطر خرابی  کامپیوترم به کافی نت رفتم اکثر استفاده کنند گان ان نوجوانان بودند  بر حسب اتفاق یکی از انها از اقوامم بود  تعجبم را از استفاذه کثیر این  بچه ها  از اینترنت نشان دادم .او در توضیحاتش به من فهماند فقط بچه ها به جای خیابان گردی   به اینجا می ایند وچت می کنند .  این هم از مزایای تکنولوژی ! نمیدانم شاید من خیلی ازجامعه توقع دارم. رشت شهری  ملودی باران شهر ادبیات وهنر امروز........

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 20:19 توسط سپهر مساکنی |


 چند روزی برای استراحت در رشتم . احساس می کنم این خلوت برایم مفید . از دوستان در بند هم خبری ندارم . از دیگر ان هم همین طور. چقدر بعد از مدتی زندگی ماشینی احساس می کنم  به ارامش احتیاج دارم . از شانس بد من هوا اینجا شرجی شرجی چقدر دلم بارون می خواد . حوصله هیچ کس رو ندارم . نمیدونم کی بر میگردم به زندگی روز مره گذشته . رشتم دیگه اون زیبایی گذشته رو نداره احساس می کنم دارم با ادماشم غریبه می شم . این روزا نگاهم خیلی تغییر کرده و به جبر تاریخی بیشتر ایمان اوردم . نسبت به جامعه و ادماش وسرنوشتش بدبین  شدم . گاهی به بعضی هم سن وسالام  که شاد وراضی هستن وبا چیزهای...... احساس رضایت می کنن غبطه می خورم .کاش بارون الان شلاق میزد .  حوصله ندارم دستام حتی حال تایپ کردن نداره .  چقدر دلم ارامش بیشتر می خواد . احساس بدی نسبت به خودم دارم و همین طور نسبت به این مردم الکی خوش با سرگرمی های مزخرفشون . از اهنگ هایی که تو ماشینشون میذارن . از زرق وبرق هایی که به خودشون وصل می کنن . از تلویزیونی که شده ملا خونه . وعمق قرون وسطا رو یاد ادم میاره . از ماهواره مخصوصآ شبکه های ایرانیش که  از صبح به پسر دخترا یاد می ده خودشونو پشت نقابها ولباسهای رنگ و وارنگ گول بزنن. حالم به هم می خوره .از چی؟ از کورس گذاشتن دختر پسرا با قوطی کبریت هاشون از این دنیا که شده یه بازار خرید و ادم به هر جاش نگاه می کنه تبلیغاتو می بینه . انگار حالم اصلآ خوب نیست . 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 13:15 توسط سپهر مساکنی |


 

اصالت و بي‏غرضي يك توصيف مشروط بر عينيت داشتن اجزاي آن مي‏باشد توصيف ايده‏آل و آرماني توصيفي است به دور از هرگونه برجسته‏سازي و كم رنگ‏سازي تعمدي و اغراق‏آميز. همچون آينه‏اي سعي  مي‏كند به تمام ابعاد موضوع بپردازد اما بديهي است كار توصيف گر زماني كه به توصيف در وادي علوم انساني مي‏پردازد سخت‏تر مي‏شود چون در اينجا خود به عنوان انساني كه داراي نظامي از اعتقادات و ارزش‏هاست به توصيف انساني با اعتقادات و ارزش‏هاي ديگر مي‏پردازد، به هر حال در اينجا معيار توصيف درست دچار نسبيت مي‏شود و هر توصيفي كه به نمونه ارمانی نزديك‏تر باشد ارزشمندتر به حساب مي‏آيد. با توجه به موضوع توصيفم كه رفتار مذهبي در عصر حاضر است براي اينكه در اين توصيف خود به عنوان توصيف‏گر و شما به عنوان خواننده دچار موضع‏گري، و يك سونگري در امر مذهبي نشويم با مقدمه‏اي از سخنان دوركيم در كنفرانسي به عنوان مقدمه‏اي بر كتاب”صور بنياني حيات ديني“ آغاز مي‏كنم. روي صحبت دوركيم در اين سخنراني با دو گروه هست آزاد انديشان (كه قصد تفسير عقلاني از دين دارند) و دوم مومنان ديني. دوركيم ابتدا آزاد انديشان را مورد خطاب قرار مي‏دهد و مي‏گويد: برخلاف اعتقاد شما كه دين را نظام عقايد مي‏خوانيد در دين علاوه بر عقايد و باورها چيز ديگري نيز هست. چيزي حيرت‏آور،”دين قبل از هر چيز نظام نيروهاست“. انساني كه زندگي مذهبي دارد در خود قدرتي احساس مي‏كند كه به طور معمول فاقد آن است (در اينجا بحث دوركيم ماهيت و چيستي و منشا اين نيروها نيست. بحث حضور و وجود اين نيروهاست) دوركيم ابراز مي‏كند هر كسي كه در مطالعه دين نوعي احساس ديني را در نظر نگيرد نمي‏تواند در مورد دين سخن بگويد”او شبيه كوري خواهد بود كه درباره رنگ‏ها حرف مي‏زند“. در ادامه سخنراني خطاب به مومنان دینی مي‏گويد: براي بحث و تفسير دين حداقل بايد براي مدتي به نوعي ذهن آزاد دست يافت و”شك‏دكارتي“ را تجربه كرد وقتي از سلطه بلامنازع  احكام ظاهري رها شديم ديگر مرتكب خطا و بي‏عدالتي نخواهيم شد.

غرض از اين مقدمه واكسينه كردن متن در برابر كج‏فهمي‏ها و تقدس مأبي‏هاست و  شايد به نوعي گريز از نارسايي توصيفم در برابر رفتارهاي مذهبي و پيچيدگي آن. برداشت من از رفتار مذهبي در اينجا نوعي تشريفات در زندگي فرد است. كه از شيوه‏هاي معمولي زندگي روزمره او فاصله دارد. آنچه به اين رفتار وجهه مذهبي مي‏دهد تاثير نمادهاي خاصي است كه حالات خوف يا احترام را در او ايجاد مي‏كند. حال آنكه اين نمادها را گاهي به خدايان نسبت مي‏دهند گاه به اجتماع انساني (البته باخ اعتقاد دارد آنچه كه ما به خدايان نسبت مي‏دهيم نيز ساخته اجتماع انساني است با اين تفاوت كه خود اجتماع بر آن واقف نيست). با اين تفاسير شايد بتوان پا را از حصارهاي اعتقادي و ديني حاكم بر جامعه فراتر نهاد و رفتارهاي ديگري جز آنچه كه در احكام دين (به معناي كلي آن) آمده را نيز رفتارهاي مذهبي ناميد، به عنوان مثال رفتارها و عزاداري‏هاي گروهي از جوانان با پوشش‏هاي خاصي كه استانداردهاي دين عمومي آن را بر نمي‏تابد در ايام محرم. و يا گوش دادن به موسيقي‏هاي مذهبي چون آهنگران در ماشين‏ها توسط همين گروه را مي‏توان نام برد.

بسياري بر اين باورند درگذر زمان اديان سنتي جاي خود را به اديان مدني مي‏دهند و ارزشهايي چون يكتاپرستي معاد و ناجي در آخر زمان جاي خود را به آزادمنشي سعادت دنيوي دمكراسي و رعايت حقوق بشر مي‏دهند از اين روست كه من مثالي از نوعی دين مدني (به اعتقاد خودم در ايران) با نام گروه‏هاي ترك اعتياد ANI مي‏زنم و برخي از رفتارهاي افراد اين گروه هم‏ياري را  رفتار مذهبي مي‏نامم .

اين گروه‏هاي هم‏ياري داراي نمادهاي مخصوص به خود هستند با سلسله عقايد و اعتقادات خود مثل زندگي در امروز، رعايت، گم‏نامي، اعضا، سعي برنگفتن دروغ و غيبت نكردن اهميت خود فرد درد كشيده، توجه به خساراتي كه فرد در زمان بيماري به خود و ديگران زده و تلاش براي جبران آن. اين گروه سلسله تشريفات و شعاير خاص خود را نيز دارند جلسات مرتب روزانه و همچنين جلسات ماهانه باز كه براي عموم آزاد است در اين جلسات افراد هم‏يار دست در دست يكديگر مي‏گذارند و براي خود و ديگر دردكشيدگان دعاهاي خاصي مي‏خوانند. افراد عضو اين گروه‏ها در طول مدتي كه با ANI در ارتباط‏اند داراي نيروهاي مثبتي هستند كه به اطرافيان نيز  صادر مي‏كنند مگر رفتار مذهبي چيزي جز اين نيست؟

استفاده از آيات قرآني در موسيقي پاپ امروز (توسط نامجو)، نوشتن احاديث بزرگان دين پشت ماشين‏ها اقدام خوانندگان فارسي زبان لس‏آنجلسي براي خواندن ترانه براي بزرگان دين و عملكرد شبكه‏هاي فارسي زبان ماهواره‏اي در ايام عزاداري همه و همه به نظر من و بر اساس تعريف جامعه شناسانه از دين رفتار ديني نام مي‏گيرند (توجه داشته باشيم در اينجا تعريف ما از دين بر اساس معيار قدسي و غير قدسي دوركيم است).

بنابر اعتقاد بسياري كه مي‏گويند دين به سوي زوال و نابودي مي‏رود (ماركس وبر دوركيم).

من اعتقاد دارم اين اعتقاد زماني درست است كه دين را مجموعه و نظامي از عقايد ثابت و غير قابل انعطاف در نظر مي‏گيريم. زماني كه مي‏گوييم دين نظام نيروهاست در اينجاست كه احكام و اعتقادات در آن وضعيت شناور به خود مي‏گيرد و آنچه اصل مي‏نمايد حضور نيروهاست در اين صورت است كه نمي‏توان گفت دين به سوي زوال و نابودي مي‏رود. امروزه بسياري از رفتارهاي مذهبي منسوخ شده‏اند و رفتارهاي جديد جايگزين آن شده‏اند يا در جامعه مرحله آنومي قرار دارد.

در ادياني كه بيشتر از مدرنيته تاثير پذيرفته‏اند مثل مسيحيت با رفتارهايي برمي‏خوريم كه در محيط اجتماعي و هنجارها و ارزشهاي اين اديان رفتارهاي ضد مذهب ناميده مي‏شوند. در حالي كه شايد بهتر باشد كه اين رفتارها را مرتبط به همان نظام نيروها دانست كه در برابر اعتقادات و عقايد ساكن در اين درياي تحولات ظهور كرده است مثل رفتارهاي گروه‏هاي موسيقي غربي چون گروه Diecide (خداكش) يا گروه Sixfeetunder (عمق قبر در مسيحيت) كه به نوعي ساختار شكني در برابر مسيحيت مي‏پردازند اين نوع رفتارهاي عصيان گرانه در برابر متافيزيك و قدرت ايزدي را نيز به نوعي رفتار مذهبي مي‏خوانم زيرا مجموعه‏اي است از نيروها با نمادهاي خاص خود كه براي مثال نمادهاي خاص اين گروه‏ها آرايش صورت توسط آقايان موهاي بلند صاف شده كه از وسط فرق باز شده و لباس‏هاي تنگ سياه و تيره و زيورآلات درشت است از طرف ديگر هرگونه عصيان و اعتراض در برابر دين در واقع نوعي اثبات وجود و حضور دين در وهله نخست است اين نوع  رفتارها رفتارهاي مذهبي انقلابي پرشور و تحول‏گراست همچون بت‏شكني ابراهيم (كه در مقابل دين زمان خود شوريد و نمادهاي آن كه حس احترام و خوف را برمي‏انگيخته نابود كرد). مصلحان و پيامبران خود اولين منحرفان ديني زمان خود بودند كه شايد در آغاز فعاليت هر يك جامعه آنها را فردي ضد دين و كافر مي‏دانستند از اين روست كه آتش زدن كليسا توسط گروه‏هايي مثل mayhem و burzum را نيز  رفتار مذهبي مي‏نامم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 13:42 توسط سپهر مساکنی |