چند روزی برای استراحت در رشتم . احساس می کنم این خلوت برایم مفید . از دوستان در بند هم خبری ندارم . از دیگر ان هم همین طور. چقدر بعد از مدتی زندگی ماشینی احساس می کنم به ارامش احتیاج دارم . از شانس بد من هوا اینجا شرجی شرجی چقدر دلم بارون می خواد . حوصله هیچ کس رو ندارم . نمیدونم کی بر میگردم به زندگی روز مره گذشته . رشتم دیگه اون زیبایی گذشته رو نداره احساس می کنم دارم با ادماشم غریبه می شم . این روزا نگاهم خیلی تغییر کرده و به جبر تاریخی بیشتر ایمان اوردم . نسبت به جامعه و ادماش وسرنوشتش بدبین شدم . گاهی به بعضی هم سن وسالام که شاد وراضی هستن وبا چیزهای...... احساس رضایت می کنن غبطه می خورم .کاش بارون الان شلاق میزد . حوصله ندارم دستام حتی حال تایپ کردن نداره . چقدر دلم ارامش بیشتر می خواد . احساس بدی نسبت به خودم دارم و همین طور نسبت به این مردم الکی خوش با سرگرمی های مزخرفشون . از اهنگ هایی که تو ماشینشون میذارن . از زرق وبرق هایی که به خودشون وصل می کنن . از تلویزیونی که شده ملا خونه . وعمق قرون وسطا رو یاد ادم میاره . از ماهواره مخصوصآ شبکه های ایرانیش که از صبح به پسر دخترا یاد می ده خودشونو پشت نقابها ولباسهای رنگ و وارنگ گول بزنن. حالم به هم می خوره .از چی؟ از کورس گذاشتن دختر پسرا با قوطی کبریت هاشون از این دنیا که شده یه بازار خرید و ادم به هر جاش نگاه می کنه تبلیغاتو می بینه . انگار حالم اصلآ خوب نیست .
اصالت و بيغرضي يك توصيف مشروط بر عينيت داشتن اجزاي آن ميباشد توصيف ايدهآل و آرماني توصيفي است به دور از هرگونه برجستهسازي و كم رنگسازي تعمدي و اغراقآميز. همچون آينهاي سعي ميكند به تمام ابعاد موضوع بپردازد اما بديهي است كار توصيف گر زماني كه به توصيف در وادي علوم انساني ميپردازد سختتر ميشود چون در اينجا خود به عنوان انساني كه داراي نظامي از اعتقادات و ارزشهاست به توصيف انساني با اعتقادات و ارزشهاي ديگر ميپردازد، به هر حال در اينجا معيار توصيف درست دچار نسبيت ميشود و هر توصيفي كه به نمونه ارمانی نزديكتر باشد ارزشمندتر به حساب ميآيد. با توجه به موضوع توصيفم كه رفتار مذهبي در عصر حاضر است براي اينكه در اين توصيف خود به عنوان توصيفگر و شما به عنوان خواننده دچار موضعگري، و يك سونگري در امر مذهبي نشويم با مقدمهاي از سخنان دوركيم در كنفرانسي به عنوان مقدمهاي بر كتاب”صور بنياني حيات ديني“ آغاز ميكنم. روي صحبت دوركيم در اين سخنراني با دو گروه هست آزاد انديشان (كه قصد تفسير عقلاني از دين دارند) و دوم مومنان ديني. دوركيم ابتدا آزاد انديشان را مورد خطاب قرار ميدهد و ميگويد: برخلاف اعتقاد شما كه دين را نظام عقايد ميخوانيد در دين علاوه بر عقايد و باورها چيز ديگري نيز هست. چيزي حيرتآور،”دين قبل از هر چيز نظام نيروهاست“. انساني كه زندگي مذهبي دارد در خود قدرتي احساس ميكند كه به طور معمول فاقد آن است (در اينجا بحث دوركيم ماهيت و چيستي و منشا اين نيروها نيست. بحث حضور و وجود اين نيروهاست) دوركيم ابراز ميكند هر كسي كه در مطالعه دين نوعي احساس ديني را در نظر نگيرد نميتواند در مورد دين سخن بگويد”او شبيه كوري خواهد بود كه درباره رنگها حرف ميزند“. در ادامه سخنراني خطاب به مومنان دینی ميگويد: براي بحث و تفسير دين حداقل بايد براي مدتي به نوعي ذهن آزاد دست يافت و”شكدكارتي“ را تجربه كرد وقتي از سلطه بلامنازع احكام ظاهري رها شديم ديگر مرتكب خطا و بيعدالتي نخواهيم شد.
غرض از اين مقدمه واكسينه كردن متن در برابر كجفهميها و تقدس مأبيهاست و شايد به نوعي گريز از نارسايي توصيفم در برابر رفتارهاي مذهبي و پيچيدگي آن. برداشت من از رفتار مذهبي در اينجا نوعي تشريفات در زندگي فرد است. كه از شيوههاي معمولي زندگي روزمره او فاصله دارد. آنچه به اين رفتار وجهه مذهبي ميدهد تاثير نمادهاي خاصي است كه حالات خوف يا احترام را در او ايجاد ميكند. حال آنكه اين نمادها را گاهي به خدايان نسبت ميدهند گاه به اجتماع انساني (البته باخ اعتقاد دارد آنچه كه ما به خدايان نسبت ميدهيم نيز ساخته اجتماع انساني است با اين تفاوت كه خود اجتماع بر آن واقف نيست). با اين تفاسير شايد بتوان پا را از حصارهاي اعتقادي و ديني حاكم بر جامعه فراتر نهاد و رفتارهاي ديگري جز آنچه كه در احكام دين (به معناي كلي آن) آمده را نيز رفتارهاي مذهبي ناميد، به عنوان مثال رفتارها و عزاداريهاي گروهي از جوانان با پوششهاي خاصي كه استانداردهاي دين عمومي آن را بر نميتابد در ايام محرم. و يا گوش دادن به موسيقيهاي مذهبي چون آهنگران در ماشينها توسط همين گروه را ميتوان نام برد.
بسياري بر اين باورند درگذر زمان اديان سنتي جاي خود را به اديان مدني ميدهند و ارزشهايي چون يكتاپرستي معاد و ناجي در آخر زمان جاي خود را به آزادمنشي سعادت دنيوي دمكراسي و رعايت حقوق بشر ميدهند از اين روست كه من مثالي از نوعی دين مدني (به اعتقاد خودم در ايران) با نام گروههاي ترك اعتياد ANI ميزنم و برخي از رفتارهاي افراد اين گروه همياري را رفتار مذهبي مينامم .
اين گروههاي همياري داراي نمادهاي مخصوص به خود هستند با سلسله عقايد و اعتقادات خود مثل زندگي در امروز، رعايت، گمنامي، اعضا، سعي برنگفتن دروغ و غيبت نكردن اهميت خود فرد درد كشيده، توجه به خساراتي كه فرد در زمان بيماري به خود و ديگران زده و تلاش براي جبران آن. اين گروه سلسله تشريفات و شعاير خاص خود را نيز دارند جلسات مرتب روزانه و همچنين جلسات ماهانه باز كه براي عموم آزاد است در اين جلسات افراد هميار دست در دست يكديگر ميگذارند و براي خود و ديگر دردكشيدگان دعاهاي خاصي ميخوانند. افراد عضو اين گروهها در طول مدتي كه با ANI در ارتباطاند داراي نيروهاي مثبتي هستند كه به اطرافيان نيز صادر ميكنند مگر رفتار مذهبي چيزي جز اين نيست؟
استفاده از آيات قرآني در موسيقي پاپ امروز (توسط نامجو)، نوشتن احاديث بزرگان دين پشت ماشينها اقدام خوانندگان فارسي زبان لسآنجلسي براي خواندن ترانه براي بزرگان دين و عملكرد شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي در ايام عزاداري همه و همه به نظر من و بر اساس تعريف جامعه شناسانه از دين رفتار ديني نام ميگيرند (توجه داشته باشيم در اينجا تعريف ما از دين بر اساس معيار قدسي و غير قدسي دوركيم است).
بنابر اعتقاد بسياري كه ميگويند دين به سوي زوال و نابودي ميرود (ماركس وبر دوركيم).
من اعتقاد دارم اين اعتقاد زماني درست است كه دين را مجموعه و نظامي از عقايد ثابت و غير قابل انعطاف در نظر ميگيريم. زماني كه ميگوييم دين نظام نيروهاست در اينجاست كه احكام و اعتقادات در آن وضعيت شناور به خود ميگيرد و آنچه اصل مينمايد حضور نيروهاست در اين صورت است كه نميتوان گفت دين به سوي زوال و نابودي ميرود. امروزه بسياري از رفتارهاي مذهبي منسوخ شدهاند و رفتارهاي جديد جايگزين آن شدهاند يا در جامعه مرحله آنومي قرار دارد.
در ادياني كه بيشتر از مدرنيته تاثير پذيرفتهاند مثل مسيحيت با رفتارهايي برميخوريم كه در محيط اجتماعي و هنجارها و ارزشهاي اين اديان رفتارهاي ضد مذهب ناميده ميشوند. در حالي كه شايد بهتر باشد كه اين رفتارها را مرتبط به همان نظام نيروها دانست كه در برابر اعتقادات و عقايد ساكن در اين درياي تحولات ظهور كرده است مثل رفتارهاي گروههاي موسيقي غربي چون گروه Diecide (خداكش) يا گروه Sixfeetunder (عمق قبر در مسيحيت) كه به نوعي ساختار شكني در برابر مسيحيت ميپردازند اين نوع رفتارهاي عصيان گرانه در برابر متافيزيك و قدرت ايزدي را نيز به نوعي رفتار مذهبي ميخوانم زيرا مجموعهاي است از نيروها با نمادهاي خاص خود كه براي مثال نمادهاي خاص اين گروهها آرايش صورت توسط آقايان موهاي بلند صاف شده كه از وسط فرق باز شده و لباسهاي تنگ سياه و تيره و زيورآلات درشت است از طرف ديگر هرگونه عصيان و اعتراض در برابر دين در واقع نوعي اثبات وجود و حضور دين در وهله نخست است اين نوع رفتارها رفتارهاي مذهبي انقلابي پرشور و تحولگراست همچون بتشكني ابراهيم (كه در مقابل دين زمان خود شوريد و نمادهاي آن كه حس احترام و خوف را برميانگيخته نابود كرد). مصلحان و پيامبران خود اولين منحرفان ديني زمان خود بودند كه شايد در آغاز فعاليت هر يك جامعه آنها را فردي ضد دين و كافر ميدانستند از اين روست كه آتش زدن كليسا توسط گروههايي مثل mayhem و burzum را نيز رفتار مذهبي مينامم.


