موج جدید سرکوب، بازداشت، احضاردانشجویان وفعالین سیاسی، ضروری می نماید تا مسایل وحوزه هایی که مدتها مایل به پرداختنشان هستم، را برای مدتی نامعلوم به تعلیق درآورم وبه شکل پارتیزانی –انضمامی به وضعیت نگران کننده آکادمی وجامعه بپردازم.
بیش ازدوماه ازبازداشت های فله ای دانشجویان وفعالین چپ میگذرد وخبرهای نگران کننده ای ازوضعیت جسمی وروحی این بازداشت شدگان به گوش می رسد. برای مثال بهروزکریمی زاد یکی از بازداشت شدگان از ناراحتی حاد کلیوی از هر دو کلیه رنج می برد وهرچه زودتر باید تحت مداوا قرار گیرد.
چندی است این قلع وقمع دامنه اش به شهرستان ها نیزکشیده شده است. دراین شرایط کوچکترین حمایتی ازحقوق انسانی این بازداشت شدگان، پاسخش احضاربه کمیته انضباطی درزمان امتحانات بود. نتیجه چنین برخوردهایی، دانشگاه وسوژه های بازمانده آن را دچار دو وضعیت نموده است وضعیت اول، وضعیتی است که برخی ازسوژه ها را دچار نوعی "منضبط شدگی"، "عقب گرد"، "درخود فرورفتگی" وبه انقیاد درآمدن، میکند.
وضعیت دوم، وضعیتی است که دیگرسوژه های بازمانده را دچارنوعی "رادیکالیسم"، "خشم وطغیان" می کند.
با توجه به اهرم های منضبط کننده حاکمیت در درون وبیرون آکادمی وابسته وعقلانیت معطوف به منافع دارودسته وابسته آکادمی، وضعیت اول بر وضعیت دوم می چربد. البته نباید نقش جریانات شبه دانشجویی در درون ساختار رسمی آکادمی را در"درونی کردن" این نوع منضبط شدگی را فراموش کرد. در واقع سوژه ها تنها از طریق حاکمیت وبا ابزارهای رسمی آکادمی منضبط وتو سری خور بار نمی آیند وبه سوی عقلانیت معطوف به سلطه وعدم فعالیت پراتیک کشانده نمی شوند بلکه جریانات وتشکل های دانشجویی که قراربود حافظ منافع این سوژه ها باشند، نیز امروزکارکرد حفظ نظم موجود سلطه و به انقیاد درآوردن این سوژه ها را ایفا می کنند.
جریاناتی چون دفتر تحکیم وانجمن های مثله و اخته نیزبه یاری حاکمیت شتافته اند. نمونه آن را می توان در بیانیه دفترتحکیم درخصوص حوادث اخیر کوی دانشگاه دید که با لحنی پدرانه با کمترین اشاره ای به ورود گارد ویژه به حریم کوی دانشگاه وحمله و زخمی کردن دانشجویان به ابراز همدردی با یکی دو تن ازگارد ویژه متجاوز که درجریان حمله به کوی زخمی شدند، می پردازد و تاکید بر سیاسی نشدن وپایان اعتصاب دانشجویان میکند. سکوت انجمن ها در خصوص بازداشت شدگان چپ شاهد مثال دیگر برای هم پیاله شدن این جریانات با منضبط شدگی که حاکمیت خواستار آن می باشد، است.البته این سیاستمداران دانشجو وگاه آقازاده های تکنوکرات ها، نه دانشجویان سیاسی بارها از همین ناحیه و لابی های پشت پرده ومحافظه کاری های به اصطلاح عقلانی خود سیلی خورده اند وخطاب به این نیمچه انجمنها باید گفت پدران وپدر خوانده های اصلاح طلب تان این روزها با رد صلاحیتهایشان تجربه خوبی برای حرکت در چهارچوبها ومحافظه کاری هایتان شدند.
این نیمچه تکنوکرات های آینده نه تنها ازحقوق انسانی وحق آزادی بیان بازداشت شدگان چپ حمایت نمی کنند، بلکه کسانی را که از منظر حقوق بشر به حمایت از این افراد بر می خیزند متهم به رادیکالیسم کور می کنند. در حالی که رادیکالیسم نتیجه محافظه کاری ها وفرار به عقب های خودشان هست . رادیکالیسم محصول خفه کردن تکثر فکری واجازه ابراز عقیده نداشتن است.
حمایت از بازداشت شدگان چپ در واقع به نوعی بیمه کردن خود برای حملات بعدی حاکمیت است، زیرا در این شرایط و با یک نگاه تاریخی می توان دریافت که فرار به عقب یعنی پیشروی بیشترتجاوز کننده. در واقع تیغ گیوتین، تنها گریبانگیر این جریان فکری باقی نمی ماند وحمایت از این افراد شاید تلاشی برای بقای هردگراندیشی با هرجریان فکری باشد. دراین فرصت نشستن وتسلیم وضع موجود شدن همان به استقبال تیغ گیوتین درآینده رفتن است. نتیجه محافظه کاری وسکوت درعین اینکه سرنوشت تراژیکی رابرای این سوژه ها به بارمی آورد، بسیارکمیک می نماید. دوستی می گفت به جای سوال چه باید کرد؟ باید پرسید آیا اصلا باید کاری کرد؟ دراین شرایط باید نشست و کارتئوریک صرف کرد. در پاسخش باید گفت آیا اصلا شرایط و وضعیت این روزها امکان کار تئوریک وحلقه های بحث وگفت وگو را می دهد؟ درموقعیتی که نسبت به هرنوع جمع شدنی فوبیا وحساسیت وجود دارد، درجامعه ای که هر روز اتفاق جدیدی زندگی شخصی سوژه ها را مختل می کند چگونه می توان نشست وبا آرامش به فلسفیدن و خواندن و تبادل آرا پرداخت. امروز نوبت فعالین چپ است. کسانی که بر مرزبندی های فکری تاکید می کنند، بدانند فردا یا پس فردا نوبت به آنها می رسد. با هر گامی که به عقب برمی داریم حاکمیت گل وگشاد ترو گستاخانه تر به قلع وقمع نیروها می پردازد.
با توجه به بازداشت وزندانی کردن بیش از چهل دانشجو وفعال چپ فقط و فقط به خاطرداشتن عقایدی متفاوت، جواب مثبت دادن به سوال چه باید کرد، در بحث حداقلی خود لااقل پرده دری علیه وضع موجود است. تا آزادی همه بازداشت شدگان از ترس مرگ، خودکشی نکنیم.
به منظور حمایت از دانشجویان زندانی درایران و اطلاع رسانی بمردم مقیم تورنتو بویژه دانشجویان ، میز اطلاعاتی کمیته حقوق مدنی توسط رفقا لاله مشیری ، آرش ناصری، مجید سپاسی و سوسن احمدی در مقابل یکی از ساختمانهای دانشگاه تورنتو دایرشد. در این روز رامین جهانبگلو٬ استاد دانشگاه ترونتو که در سال 2006 مدتی را در زندان جمهوری اسلامی بسر برده بود به معرفی کتاب جدید خود میپرداخت. سالنِ بگنجایش 500 نفر پر بود . فعالین كمیته حقوق مدنی میز خود رادر بیرون و درهوای تازه با نسیم یخزده زمستانی برپا نمودند . تصور اینکه پس از پایان جلسه این تعداد شرکت کننده از در خارج و با ما روبروخواهند شد دلهایمان را گرم میکرد. استقبال بسیار عالی بود و خیلی بندرت فردی پیدا میشد که اطلاعیه را از دست ما نگیرد. فراخوان هفته همبستگی از طرف خانواده دانشجویان زندانی، عکس واسامی دانشجویان، حمایت 7 سازمان از آنها و همچنین نامه های اعتراضی دانشگاه رایرسون وفدراسیون دانشجویان کانادا بین مردم پخش شد.در حین گفتگو با مردم ایمیل آدرسهایی ردوبدل شد و دو دانشجوی دانشگاه تورنتوبما قول دادند که حداکثر سعی خود را در گرفتن نامه اعتراضی به جمهوری اسلامی از تشکیلات دانشجوئی دیگر دا نشگاه بکار خواهند گرفت . یک پروفسور کانادائی از ما سوال کرد که چگونه دانشگاه تورنتو و یا دولت کانادا میتواند از دانشجویان در ایران حمایت کند. خانمی بما توصیه کردکه در رابطه با هر خبر و یا برگزاری تظاهرات ، جلسات و غیره ، دانشگاهیان را از طریق ایمیل باید مطلع کرد. ما توضیح دادیم كه ما این را جدیدا" شروع كرده ایم و تلاشمان این خواهد بود كه این كار راوسعت دهیم. درمجموع از حضور خود و تماس مستقیم با مردم که اکثرأ هم جوان و هم دانشجو بودند بسیار خرسندیم.
كمیته حقوق مدنی (ترونتو)
گزارشگر : سوسن احمدی 30 ژانویه 2008 ، تورنتو
باخنده های گرمش می شناسمش،وقتی به عکس هایش مینگرم،هنوزبه مامی خندد.بیش ازیک ماه است که سهمش انفرادی است.آنوقت ما؟مایی که هروزاز حقوق بشر وآزادی و...فلسفه بافی می کنیم.خفه شده ایم ،خفه.پشت عقاید خود قایم شده ایم وازخودی ودیگری می گوییم ،ازدوست ودشمن،ازسیاه وسفید.
با خنده های گرمش میشناسمش.اومرد اخلاق بود.نه،قهرمان سازی نمی کنم.از آنچه بود وهست مینویسم.
انفرادی، شکنجه، شایدهم خودکشی. ازاین سکوت وحشتناک کلافه ام .چه باید کرد؟
حال جسمی بهروز کریمی زاد نامساعداست.هرچه زودتربایدبرای مشکلات کلیوی تحت درمان قرار گیرد.
چه باید کرد؟برای بهروز ودیگر هم بندانش .اصلا برای خودمان که در بند بزرگتری گرفتاریم.انگارسنگ شده ایم ،منجمد .ازکنارهم می گذریم ودر نوشته ها واراجیف روزانه خود ازاعتقاداتی میگوییم. که وقت عمل عقیم میشوند.
انفرادی، شکنجه،....
۳. احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی ادامه دارد. در دو هفته ی گذشته فقط ازدانشکده علوم اجتماعی ۷ دانشجو احضار شدند



